مقالات تخصصی

رشک از دیدگاه ملانی کلاین

رشک از دیدگاه ملانی کلاین

کلاین همانند فروید در اواخر عمر متقاعد شده بود رشک امری فراگیراست و در مورد آن در مقاله‌ی تاثیرگذاری با عنوان “رشک و سپاسگزاری” مطلب نوشت. او به رشک به چشمِ نمادی از غریزه‌ی مرگ نگاه می‌کرد؛ مفهومی که در میان روانکاوان به موضوعی برای مباحثات داغ و پرشور بدل شده است. خواه فکر کنیم غریزه‌ی مرگ فی‌نفسه وجود دارد و خواه صرفاً بگوییم نیروهای مخربی در طبیعت انسان نهفته‌اند، رشک بردن، آشکارا، نمودی از این نیروهاست

کلاین به دل موضوع رفت و گفت:”قابلیت دادنِ حیات و حفظ آن همچون موهبتی بزرگ، بزرگتر از هر موهبتی دیگری، احساس می‌شود و از این رو قدرتِ آفرینندگی، عمیق‌ترین علت رشک‌ورزی است”.

کلاین توصیف کرد چطور “ناخوشی و رنج و درگیری‌هایی که بیمار از سر می‌گذرانَد در تقابل با آرامشِ ذهنیِ روانکاو-در واقع درایتِ او-قرار می‌گیرد و این علت خاصِ رشک‌ورزی‌ِ او می‌شود

بیمار وارد جلسه‌ی روانکاوی می‌شود و زبان به شکوه باز می‌کند که آنچه ندارد و بیش از همه می‌خواهد “ذهنی آرام” است. بعد از آن، نق‌نق‌کنان و با لحنی از سرِ رشک شروع می‌کند به انتقاد کردن از همه‌ی آن آدم‌هایی که به او کمک کرده‌اند و از اینجا روشن‌می‌شود او نمی‌خواسته آنها، یا روانکاوش، ذهنی آرام داشته باشند، بلکه می‌خواسته همه‌شان درباره‌ی اینکه نکند کارشان را درست انجام ندهند، مشوش باشند

کلاین این فرضیه را مطرح می کند که نخستین ابژه‌ی خوب، یعنی پستان مادر، هسته‌ی اگو را شکل می‌دهد و در رشد آن سهم حیاتی دارد…همه‌ی امیالِ غریزی و فانتزی‌های ناآگاه[نوزاد] به پستان ویژگی‌هایی می‌دهند که به مراتب از صِرفِ تامین غذا فراتر می‌رود[و] چنان به این نخستین ابژه پر و بال می‌دهند که مبنایی برای امید، اطمینان و باور به خوبی باقی می‌ماند”.

 

منبع:

از کتاب رشک ، نویسنده کیت باروز

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *